قهرمان ميرزا عين السلطنه
5941
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
داشته و لو كاروانسرا و خانههاى كرايه قراول قزاق هست . خيلى هم براى آنها خوراكى گذاشتند كه هيچوقت نچشيده بودند . مثلا پنجهزار قوطى شير ، سه چهار هزار قوطى مربا و غيره و غيره . معلوم نيست مفت داده يا پول گرفتند . سفير بولشويك وارد طهران شد . سهچشمه از پل منجيل خراب شده . هرجا پل بوده آب يا خراب كرده يا صدمه وارد نموده است . جهانشاه خان افشار دوشنبه 23 شعبان ، 12 ثور - سابقا نوشته شد كه امير افشار از خاك خمسه خارج شد . سالار منصور از لقب هم استعفا داده « 1 » با عدهاى قزاق و ژاندارم و چريك او را تعاقب مىكند . از يكطرف هم احمد خان پسر ايلخانى كاكاوند كه بعد از پدر صدمات زياد از جهانشاه خان ديده با حاجىباباخان اردبيلى و سوار شاهسون كه چندى بود در خمسه بودند در قريهء حاجىآباد ، ملك و خانهء مصطفى خان كه يك ميدان با دهات افشاريه ما فاصله دارد تلاقى فريقين واقع مىشود . مىگويند شب ساعت دوازده نصف شب - جنگ شروع شد . ليكن دروغ است و مىخواهند عظمت به كار بدهند . جهانشاه خان خيال منازعه نداشت و الا در همان كرسف كه محل محكمى است اقامت مىكرد ، بلكه به سمت طهران مىرفت . بدوا اسبابها و تفنگهاى خوب با آدمهاى كارى خود را مرخص مىكند ، سپس كاغذى به ميرزا غفار خان مىنويسد كه يك نفر نزد من روانه كنيد . شاهزاده جلال كه از قزوين همراه حاكم رفته بود نزدش مىرود مىگويد من حاضر هستم تسليم شوم و به طهران بروم ، جنگ ندارم . پير غلام دولتم . پس از اين پيغام قبول مىكنند و مىرود نزد حاكم . از آنجا به نهاوند آمدند ، از اينجا اتومبيل رفت كه هردو را به شهر بياورد . مصطفى خان امان اللّه خان سلطان ژاندارمرى در اطاق انتظار حكومت اين مطالب را به من گفت كه با ژاندارم در آنجا بود به شهر آمده بود پول براى خرج ژاندارم نهاوند « 2 » ببرد . من از حال دهات خودمان پرسيدم ، گفت صدمه وارد نشد . از مصطفى خان و حاجىآباد پرسيدم ، گفت قزاق و چريك چيزى باقى نگذاشت . مصطفى خان هم شلاق زياد از قزاق خورد .
--> ( 1 ) - مراد از استعفا اين است كه گفته است او را غفار بنامند نه سالار منصور . ( مسعود سالور ) ( 2 ) - نهاوند قريهايست بالاتر از سيادهن سر راه قزوين به همدان . ( م . سالور )